مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
415
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
از خشتهاى زرين بنا كردهاند و در ميان قصر ، باغى و در باغ ، بركهايست . آنگاه ملكه در منظره كه بباغ مىنگريست ، بتختى از عاج بنشست . ملك بدر باسم را در پهلوى خويشتن بنشاند . پس از آن كنيزكان را بحاضر آوردن خوان بفرمود . خوانى زرين مرصع بدر و گوهر كه همهگونه خوردنى در آن بود ، بياوردند .